تبليغاتX
سوتکی برای شاندل

سوتکی برای شاندل

اگر باطل را نمي توان ساقط کرد مي توان رسوا ساخت اگر حق را نمي توان استقرار بخشيد مي توان اثبات کرد

آرمان........

مادرم بی بی هلهله و همه زنهای محله و بسیاری از مردهای محله هم نمیفهمیدند که کریم که بوده و آرمانی که به خاطر آن مرده یعنی چه؟حتی بی بی سکینه می گفت "کریم عاشق یک زنی شده که اسمش آرمان بوده …شوهر آرمان کریم را زده و او مرده است."
بعدها که من فهمیدم آرمان یعنی چه؟فهمیدم که با بچه ها و زن های کوچه ما باید به زبان ساده حرف زد.مردم کوچه ما اصلا آرمان و مسکو وحزب و…را نمیفهمیدند. انها کلمات نان آب کبوتر گرسنگی و دزدی را بهتر درک می کردند.
                                                                                                         محمد حسین پاپلی
اگر به راستی دراین انتخابات با زبان زنان و کودکان کوچه خودمان با انها صحبت میکردیم ایا اکنون نتیجه جز این نبود؟
+ نوشته شده در  بیستم مهر 1388ساعت   توسط سوتک کویر  | 

سلامی تازه

بعد از مدتها دوری ازوبلاگم دوباره مینویسم چون تنها وبلاگ است که میماند .

ماهها زحمت و تلاش کشیدیم تا شاید بتوانیم شرایط را تغییر دهیم اما نشد حال به هر دلیل تخلف .تقلب .نداشتن پایگاه در بین توده مردم. دوری از ارمانها. نمیدانم کدامیک از این عوامل باعث شد که بازهم محمود خان به ساختمان خیابان پاستور قدم بگذارد ایا ما راه را اشتباه رفتیم یا واقعا دستهای پشت پرده انقدر قوی بود که رای مردم را بی اثر کرد؟

 ایا به راستی میخواستیم انقلاب مخملی انجام دهیم ؟ یا نه می خواستیم انقلاب را به مسیر اصلی ان هدایت کنیم ؟ایا لایه های پنهان انجمن حجتیه در این انتخابات پیروز شد یا عدالت طلبان؟ نمیدانم شرایط انقدر تیره وتاره است که هیچ نمیدانم هیچ.

ولی این را میدانم که ۴ سال دیگر نیز باید  همین وضع راتحمل کنیم ۴ سال دیگر باید شعار انرژی هسته ای  را تکرار کنیم . باید برای هدایت دنیا برنامه ریزی کنیم در حالیکه مردم ما زیر خط فقر کمرشان میشکند. باید مدام به چاوز سلام کنیم به سومالی سفر کنیم از چین خرید کنیم برای روسیه نوشابه باز کنیم .به همه بگوییم کشور ما ازادترین کشور دنیاست و گرنه الان باید خاتمی در زندان میبود؟۴ سال دیگر باید تا روز اخر منتظر بمانیم تا شاید حقوقمان افزایش پیداکند باید در طی این مدت مدام به اخبار اکتشافات انرزی هسته ای توسط دختر ۱۳ ساله گوش فرا دهیم به طنزهای مشایی وکلهر گوش فرا دهیم و هزاران  کار دیگر ........و به تازگی در هنگام تخمه شکستن به دادگاه سران اصلاحات گوش فرا دهیم مستند انرژی هسته ای را بنگریم تا تشخیص دهیم که این اصلاح طلبان عجب ادم های نامردی هستند مخصوصا سید محمد خاتمی

اما به راستی دلیل اصلی این نتیجه چه بود ؟ ایا از ورای این نتیجه نمیتوان به شکاف عمیق بین روشنفکران-دگراندیشان ونخبگان با توده مردم پی برد ؟ایا نباید دوباره حسینیه های ارشاد را فعال کنیم ایا نباید دوباره شریعتی گونه وارد میدان شد و این فاصله ها راپر کرد  .......  

+ نوشته شده در  هشتم مهر 1388ساعت   توسط سوتک کویر  | 

سال بدشانسی

برای اولین پست سال ۸۸ سعی کردم تا یه مطلب خوب بنویسم تا سال خوبی حداقل در ظاهر داشته باشیم. اما نمیدانم جرا در این سال هرچی اتفاق میافته بده اول که  امید رضا میرصیافی وبلاگ نویس در زندان به علت کم کاری پزشکان فوت میکنه (خدا روحش رو شاد کنه)بعد از اون هم این باخت لعنتی در ورزشگاه پر از تماشگر. اخه من نمیدونم این اقای احمدی نژاد از ما چی میخواد؟ اخه برادر من توی خونه هم میشه فوتبال نگاه کرد .حالا چه لزومی داشت بیای ورزشگاه. مگه کشتی کم بود حالا اومدی به فوتبال هم گ..د زدی ؟
+ نوشته شده در  هشتم فروردین 1388ساعت   توسط سوتک کویر  | 

شمشير دولبه:

 

نمي توان نگفت كه سياست با سياست بازي مي كند يا خير!بايد از سياست به همان اندازه دور بود كه از وجدان خويش يا بايد به همان اندازه با سياست بود كه وجدان خويش به روز تر؟؟

يا خير بايد! بر بلنداي ندار دنياي زر،زور و از همه خطرناكتر و آغازگر تزوير ايستاد  به صداي وزش باد گوش فرا داد  و دانست كه كه باد از كدامين قبله گاه شروع به وزيدن مي كند !نخيرمارا  اميد نااميدي است .

و يا بهترين نابكاري :ا تمامي مقولات فوق فارغ شد وبه صداي قرقر شكم گوش فرا داد كه چرا شب دراز است و قلندر بيدار،

و از آنجا نابكاري چرا كه خود اين عين سياست در كمال بي تفاوتي و استعمار خويش است......

حال كه خداوندگاراين سرزمين اين لطف لايزال خويش را ازما دريغ نفرموده اند و مارا مقدم به قدوم نحس سياست آشنا فرموده اند بايد اين نكته را يادآور شويم كه چرا وچگونه؟؟؟؟؟

مسئله اين است:

بودن يا شدن

چراكه مي توان خادمي بود يا خادمي شد !اما چرا بودن ؟

چراكه خيلي ها در اين چندين و اندي سال از ظهور ايران ايراني به اين ملت خدمت كرده اند و به خاك سپرده شده اند و استخوان آنها توتيا شد آن چه ماند ذكر وياد كورش و هخامنش ،امير كبير و ....امام خميني  و .... بود.

چراكه مي توان در عصر گذار از ميان باقيان تاكنون نامي از پيرسكوت معنادار از كسوت سياست  ،ميرحسين موسوي نام برد،سياست مداري كه بايد برايش اين كلام نغض مولانا رابرايش زمزمه كرد

به فرياد آورد خاموشي يوسف زليخاه را

اما چرا شدن ؟

چراكه خيلي ها نبودند و برسر اين سفره آماده نشستند و شدند و يا نشدند اما ناميده شدند كه هميشه همين طور است.

اما چرا حالا؟

نمي دانم صحيح است اين را بخوانم يا نه

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا

مي توان نام برد:

يكي اينكه اين قدر اين مملكت در اوج ايستاده است كه بايد موفق ترين و البته آخرين نخست وزير اين نظام سكان دار هدايت آن شود ،دوم اينكه وارد يك بازي كثيف سياسي شديم  كه ميرحسين قرباني مصلحت آقايان شود و يا ثالثا مرد روزهاي بحراني تصميم برون رفت ازاين گذار گداخته شده است و بايد ببينيم كدام يك مصداق مير حسين است ..........

+ نوشته شده در  سوم فروردین 1388ساعت   توسط شاندل معاصر  | 

میر حسین امد. اما حالا چرا؟

 گرچه به شخصه قبل از اعلام حضور خاتمی به دلایلی ترجیح می دادم میر حسین کاندیدای اصلاح طلبان گردد اما بعد از حضور خاتمی که ما را باز به خاطرات خوش سالهای قبل برد با خود عهد کردم حال که سید تمام ابرو و هستی خود را در طبق اخلاص نهاده ودر انتخابات حاضر شده من نیز تمام سعی وتلاش خود را برای پیروزی اش به کار بگیریم. اما ناگهان خبری تمام کاخ ارزوهایم را ویران کرد و ان خبر چیزی نبود جز اعلام حضور میرحسین.

 از ان هنگام با خود فکر میکنم چرا؟

 چرا  میرحسین حال که سید قدم در این راه گذشته باز هم احساس مسولیت میکند ؟ ایا میرحسین فکر میکند دیگر از خاتمی کاری برنمییاید یا تفاوت فاحشی در تفکرات این دو سید می باشد ؟

ایا میر حسین بازی خورده است؟

 چگونه است کسانی که روزگاری میر حسین را نمی توانستند تحمل کنند حال انچنان از حضور او خوشحال شده اند که دست از پا نمیشناسند؟

ایا شرایط نسبت به 4 سال قبل تغییر کرده؟ ایا اکنون کسی به اقای مهندس قول شبکه خصوصی یا کنترل بر نیروهای انتظامی را داده است؟

ایا میرحسین از بالا دستور گرفت؟

 وهزاران چرای بی پاسخ دیگر وامید به انکه هرجه زودتر به جواب ان دست یابم.....  

+ نوشته شده در  بیست و یکم اسفند 1387ساعت   توسط سوتک کویر  | 

دردهای من

پلان اول: برای دیدن اثارمخروبه یکی ازقلاع وتفرجی در دامان کوهسار سر به کوه میزنیم .از این دسته قلاع ویرانه در منطقه قهستان بسیار میتوان یافت قلعه هایی که برای حفاظت از جان مردم درمقابل اشرار بر پانشده بلکه مردمان اسماعیلی مذهب از برای در امان ماندن از دست مردم وحکومت وقت به ان پناه میبردند .

ساده انگارانه میگویم کاش در ان زمان هم حقوق بشری وجود داشت تا از حق  اسماعیلیان در انتخاب ازادانه دین حمایت میکرد تا انان مجبور نباشند برای زنده ماندن در این شرایط سخت به سر ببرند.  

پلان دوم: اطلاعیه ای در روزنامه اوای خراسان جنوبی(پر تیتراژترین روزنامه محلی)نظرم را جلب میکند:اینجانب.....فرزند....دارای شماره شناسنامه....صادره از حوزه 1بیرجند هرگونه وابستگی خود را به فرقه ضاله بهاییت......

ادامه را نمیخوانم

باخودفکر میکنم چه قدر باید یک انسان تحت فشار قرار بگیرد تا در روزنامه اطلاعیه بدهد که به یک جریان فکری وابستگی  ندارد .

اما راستی الان که اعلامیه حقوق بشروجود دارد اما بازهم ........

کاش همان قلاع اسماعیلیه بود تا دیگر انسانی  در روزنامه اطلاعیه نمیداد.

پلان سوم:برای رهایی از این تفکرات به اینترنت سری میزنم با این خبر مواجه میشوم تخریب سالن اجتماعات دراویش اصفهان

کامپیوتر راخاموش میکنم تا شاید خواب مرا برای لحظه ای به فراموشی برد .

+ نوشته شده در  دوم اسفند 1387ساعت   توسط سوتک کویر  | 

خاتمی در باران امد

خاتمی امد در حالیکه بسیاری دوست داشتن اونیاید .میر حسین نخواهد امد درحالیکه همان افراد دوست دارند اوبیاید اما نه از انرو که میرحسین را دوست دارند بلکه از انرو که خاتمی را مجبور به عقب نشینی کنند اما نمیدانند که دگر کار ازکارگذشته وخاتمی امده است تا بماند مگر انکه که او نیز مثل بی نظیربوتو قبل از انتخابات به سوی پرودگار خود پرواز کند . امدن خاتمی گرچه تلختر از هرخبری برایشان بوده ولی چه میتوانند بکنند که او امده تا بماند نه که کنار رود و انان این را درک نمیکنند و هر روز خبری ازمنابع خبری خود ذکر میکنند که امروز این میشود فردا ان میشود ولی نه این میشود ونه  ان بلکه ان خواهد شد که مردم میخواهند و ان چیزی نیست جز حضور خاتمی................ 

اكنون شهيدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن‌ را داشتند كه ـ وقتي نمي‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بي‌شرمان مانديم، صدها سال است كه مانده‌ايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ مي‌گرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.
امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش ترين ماده‌هايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان مي‌دهد، و خدايي ترين درسهايي كه به انسان مي‌آموزد كه مي‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايه‌هاي عزيز الهي به دست ما پليدان زبون و ذليل افتاده است.(دکتر شریعتی)

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم بهمن 1387ساعت   توسط سوتک کویر  | 

لعنت به ان 5 دقیقه

ـاین بار هم مرغک از قفس پرید.

 با انکه استقلال راحت میتوانست پرسپولیس را با باخت روانه رختکن کند ولی بی دقتی مهاجمان و ان دست کذایی علیزاده که نمیدانم چرا استقلال به او پول میدهد همه چیز را به هم ریخت.ولی با همین حال باز هم ما صدرنشین هستیم وقرمزها فعلا دنبال ما......

امیدوارم واسه جان واریو هم اتفاق خاصی نیفتاده باشه.


عامل باخت  

+ نوشته شده در  بیست و پنجم بهمن 1387ساعت   توسط سوتک کویر  | 

اقای قربانی ومصلحتها

اصلا متوجه نمی شوم چرا مردم قاین چندین دوره شده است که به اقای قربانی دارند رای میدهند؟

اقای قربانی که به کمک پخش کردن ارد در روز انتخابات به مجلس وارده شده است هم اکنون مصلحت مسلمین را در ان میداند که میر حسین کاندید نشود ؟جای بسی تعجب است که او چگونه به این نتیجه گیری رسیده است که به مصلحت نیست میرحسین رای بیاورد ؟ مگر مصلحت مردم راایشان تعیین میکنید؟

پس از هم اکنون نتیجه انتخابات مشخص است :

قربانی: آمدن ايشان نه به مصلحت اسلام است نه به مصلحت مسلمين.

قربانی:مصلحت نیست مردم به ایشان رای بدهند

قربانی(بعدها):مصلحت نیست نام ایشان از صندوق در بیاید

قربانی: اقای احمدی نژاد مبارکه

 

 

متن مصاحبه اقای قربانی

+ نوشته شده در  هشتم بهمن 1387ساعت   توسط سوتک کویر  | 

دومین مصاحبه پس از 20سال

بنظر شما ميزان تحقق شا خص هاي توسعه و نسبت آن با آرمان هاي مورد نظر امام (ره)و انقلاب تا چه اندازه است ؟

آرمان حضرت امام (ره) تحقق يك جامعه اسلامي بود البته با تاكيد روي اسلام ناب محمدي. در نگاه ايشان "اسلام ناب محمدي" اسلام مدافع آزادي واستقلال و مستضعفين و كوخ نشينان و در مقابل اسلام مرفهين بيدرد ، اسلام آمريكايي ، اسلام متحجرين و اسلام شاهنشاهي بود. سخنان چند سال آخر عمر مبارك حضرت امام پر از اشارات صريح به تقابل اين دو اسلام بود . بنظر بنده ايشان تصور روشن و خارق العاده اي از وظايف دولت مدرن داشت و تنها "اسلام ناب محمدي" را رها بخش براي مردم و مشكل گشا براي وظايف يك نظام اسلامي امروزين مي دانست.

  • یعنی مقایسه ارقام عملکرد نشان دهنده این انطباق هست؟

با اين نگاه احتياجي نيست كه ليستي از پيشرفت ها ورشد اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي بدهيم تا نسبت توسعه و آرمانهاي ايشان مشخص شود . چرا كه در اين نگاه قبل از اين ليست ظهور انسانهايي طراز اسلام ناب محمدي بمعني تحقق كامل اين آرمان است . بهمين دليل ايشان تحقق آرمانش را در كودك سيزده ساله اي مي يابد كه همه هستي اش را به قربانگاه مي برد تا اسلام و ايران را حفظ كند . مي خواهم نتيجه بگيرم كه با گذشت سي سال از پيروزي انقلاب و بيست سال از وفات حضرت امام (ره) بايد براي درك آرمانهاي انقلاب و امام زاويه ديدمان را عوض كنيم و با تغييري كه در افقهاي نگاهمان به جامعه و جهان بوجود آمده لازم است با رويكرد هر منوتيكي با آن دوره روبرو شويم . وگرنه ما نمي توانيم به سادگي نه تمثيل شهيد فهميده را درك كنيم و نه آنكه بفهميم چگونه مي تواند يك موي كوخ نشينان بر همه كاخ نشينان و مرفهين بيدرد ارجحيت داشته باشد . بنده البته بعنوان يك قضاوت ميخواهم بگويم آن افق ديد ظرفيت شكوفايي سياسي و اقتصادي و اجتماعي را بشكل خارق العاده اي داراست . نمونه اش را مي توان در شاخص هاي توسعه كشور همزمان با يكي از طولاني ترين و خونين ترين جنگهاي تاريخ كشورمان ديد . اميدوارم روزي بيطرفانه پرونده دهسال تلاش در توسعه كشور كه يكي از آنها پيشبرد امور طراحي و اجرا ي صدها پروژه بعنوان طرحهاي انقلاب بود ، گشوده شود . طرح مباركه و راه بافق بندر عباس ، مس سر چشمه ، كوره دوم ذوب آهن و صدها پروژه ديگر نمونه هايي از اين طرحها بودند.

  • رويكرد سياست خارجي كشور در سه دهه گذشته و مدعاي دولت كنوني در باره بازگشت به خط امام در سياست خارجي را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

من نظر خودم را مي گويم. در مورد مشابهت و تفاوت با نظرات ديگر قضاوت با شماست . به نظر من پايبندي به اصولي كه براحتي از نظرات حضرت امام (ره) و متون معتبر انقلاب قابل استخراج است بهترين را ه تامين منافع حياتي و منافع ملي ماست . به شرطي كه با ماجراجويي و حادثه آفريني همراه نشود . ما احتياج به تجزيه و تحليل واقعگرايانه از امور بين الملل و جهان و درك بدون توهم از فرصت ها و تهديدها داريم . همه اينها اگر با درك روشن و بدون خيال پردازي از تواناييهاي ملي و با يسته هاي  اعتقادي و اصولي همراه نباشد نتيجه نخواهد داد . بنده اعتقاد دارم داشتن شرايط اقتصادي و سياسي مطمئن در داخل براي اعمال و پيگيري سياست خارجي فعال و قدرتمندانه ضروري است . سرنوشت وحدت ملي پيرامون منافع حياتي و ملي كشور از موفقيت در سياست خارجي جدايي ناپذير است . ما براي تامين حداكثر منافع خودمان در رابطه با جهان بايد مزيت هاي نسبي خودمان را بخوبي بشناسيم و بصورت عاقلانه و فعال از آنها در روابط بين الملل استفاده كنيم . سياست هاي تنگ نظرانه داخلي كه دايره طرفداران نظام را كم كند و يا سياستهاي اقتصادي كه نتواند عدالت را كنار توسعه و رشد سريع دنبال كند ضمن آنكه منابع داخلي را بهدر ميدهد موقعيت مارا در جهان تضعيف مي كند . ما بايد بررسي كنيم تا چه اندازه از موقعيت و ظرفيت هاي ژئو استراتژيكي و ژئو پليتيكي خودمان در سياست خارجي استفاده مي كنيم.

بنده به زبان تمثيل مي گويم كه براي مجاب كردن غرب و وادار كردن آنها براي دست كشيدن از سياستهاي مخاصمت آميز ، بيش از انكه احتياج داشته باشيم نيويورك و پاريس ويا لندن را مجاب كنيم ، احتياج به حضور خردمندانه و فعال در اسلام آباد و انكارا و باكو و دوشنبه و ايروان و كابل داريم . يادمان باشد كه در زمان حضرت امام (ره) و دوران دفاع مقدس وقتي رييس جمهورمان به پاكستان رفتند مردم لاهور در استقبال ، ماشيني را كه ايشان و ضياء الحق در آن سوار بودند روي دست بلند كردند . سئوال بايد اين باشد كه آيا ما اين ظرفيت ها را گسترش داده ايم ؟ آيا آنها را در همه زمينه هاي اقتصاد ي و سياسي و فرهنگي نهادينه كرده ايم ؟ ما كمتر توجه كرده ايم كه ابزار و دارايي ما در چانه زني يا مقابله با دشمنانمان همين مزيت هاي نسبي ما در جهان اسلام و منطقه است.

اين ظرفيت هم متاثر از جغرافياي سياسي  كشور ماست و هم بر آمده از قدرت و نفوذ انقلاب اسلامي و اصول نشات گرفته از آنست . پرواز صدها هواپيما از ايران به دبي جز آنكه بازارهايمان را با كالاهاي مصرفي بنجل پركنيم و جيب دشمنانما ن را پركنيم كمكي به تقويت ما در خليج فارس نمي كند . ما با يد براي حفظ امنيت خودمان در خليج فارس عمق استراتژيك داشته باشيم . براي اينكار همانطور كه براي اقتصاد برنامه هاي پنج ساله مي نويسيم بايد استراتژي و برنامه روشن داشته باشيم . همه ما ها به اسم خليج فارس حساس هستيم ولي توجه نداريم كه همه كشور هايي كه با ما در يك حوزه تمدني بزرگ و درخشان سهيم هستند به اين اسم حساس هستند و آيا ما از اين ظرفيت استفاده كرده ايم و يا توانسته ايم چه با فعاليت هاي ديپلما تيك و چه توسعه تاسيسات زير بنايي به كشور هاي همسايه مخصوصا آسياي مركزي و قفقازاين عمق استراتژيك را ايجاد كنيم . دقت در مشكلات ورود ما به سازمان همكاريهاي شانگهاي بخوبي علامت هاي بيراهه رفتنمان را نشان مي دهد . گمان مي كنم خط امام ميتوانست و ميتواند راه حل هاي ديگري را براي تامين منافع حياتي و ملي ما نشان بدهد.

  • wjTS051171.jpg

در مورد توهم اعمال سياست هاي چپ و شبهه سوسيا ليستي در دوران دفاع مقدس و انگاره زدايي از اين ديدگاه تاريخي نظرتان چيست ؟
در سئوال اصطلاح چپ بصورت منفي بكار گرفته شده ولي در اول انقلاب ودر آن دهه جريان چپ همين جريان خط امام خط دفاع از محرومين و مستضعفين خط برنامه ريزي و خط توسعه و خط آزادي بود . و اين چپ ربطي به سوسياليسم نداشت و دنبال اعمال سياستهاي سوسياليستي و شبه سوسياليستي نبود . اين جريان كه اكثريت مردم را نمايندگي مي كرد در مجلس و دولت اكثريت بودند واعتقاد داشتند كه تبعيت از "اسلام ناب محمدي" مي كنند و براي همين تمامي اين مجموعه براي مشخص شدن مرزهاي خود با جريانات ديگر خود را خط امامي ميخواندند . سياستهاي دوران جنگ در زمان حيات حضرت امام (ره) بكار گرفته ميشد . اگر ايشان ميديدند كه جريان سوسياليستي يا شبه سوسياليستي است و اسلامي نيست لحظه اي براي برخورد تعلل نمي كردند . بعضي از اقدامات چون قيمت گزاري با دستور مستقيم ايشان به قوه قضاييه و قوه مجريه شروع شد و يا دستور تعزيرات نيز همينطور . دليلش هم شرايط جنگ بود . بارها بنده ناظر پيگيري اينگونه سياستها از طرف ايشان بودم . مساله تعاوني ها كه به دليل فشار جريان راست متوقف شده بود دو سه بار بطور مستقيم از سوي ايشان پيگيري شد . البته عده اي در اين كشور بودند كه اين نوع سياستها به منافع آنها لطمه مي زد دولت را به انگهاي مختلف مورد حمله قرار مي دادند . به طور طبيعي يك عده اي هم پشت سر اين كليشه سازي جمع ميشدند كه همه از يك انگيزه در مخالفت با دولت تبعيت نمي كردند . در ميان اينها افراد مذهبي ويا انقلابي كم نبودند و بنده هميشه احترام آنها را داشتم گر چه منافع مردم و كشور را بر هر ملاحظه ديگر ترجيح مي دادم . ولي عده اي ديگر بودند كه هيچ حسي نسبت به مصالح ملي و دفاع مقدس و خون شهدا نداشتند . اينها نه به هويت اسلامي احساس تعلق مي كردند و نه پايبند به مرزهاي ملي بودند . تعجب آور نبود كه بارها تئوريسين هاي اينها در شرايطي كه در آمد نفت بين 6تا7 ميليارد دلار نوسان داشت وبه سختي روزهاي جنگ را مي گذرانديم و در حاليكه بيش از نصف همين در آمد نيز بطور مستقيم بعنوان هزينه هاي دفاع مقدس پرداخت ميشد بما توصيه مي كردند نرخ ارز را آزاد كنيم . آيا حق نبود كسانيكه ارقام و آمارو واقعيتها دستشان بود نسبت به مقاصد اينگونه افراد شك بكنند . يكبار در سال 64 بنده با يكي از اين نظريه پردازها بعد از راي اعتماد دولت از مجلس ملاقات كردم . ايشان حدود يكساعت از مزاياي سياست تعديل در آن هنگامه جنگ و بحران صحبت كرد و اينكه  اگر اينكار بشود كشور گلستان ميشود و چه و چه . ايشان وقتي صحبت را شروع كرد بنده حساس شدم و بخودم گفتم تامل كنم تا همه صحبتها را بشنوم . در آخر صحبت بنده گفتم كه شما يك نكته را فراموش كرديد وقتي سئوال كرد چه نكته اي ، گفتم آنكه بعد از اعمال اين سياستها دستهايمان را جلوي صدام بلند كنيم . من هنوز يادم هست كه در يك ساعت صحبت ايشان كلمه اي در رابطه با دفاع مقدس اشاره نشد و بعدها بنده به اين جلسه بارها فكر كردم و به نتيجه رسيدم كه براي اين فرد و دوستانش مرزهاي ملي ومصالح ملي ويا مصالح ديني بي معناست . بعد از اتمام وظايف دولت ، بنده هيچگاه تعجب نكردم كه آنها همان نظريات را پي بگيرند بلكه تعجب بنده از دوستاني بود كه در زمان همكاري با دولت زمان حضرت امام (ره) از " ماي نوعي " تندتر بودند ولي وقتي ورق برگشت ما را به كوپنيسم و سوسياليسم متهم كردند و حتي شخصيتي چون مرحوم عالي نسب با آن همه خدمت و سابقه تدين را با انگلس مقايسه كردند . بنده در سياستهاي دوران جنگ هميشه به اقتصاد اسلامي فكر مي كردم و مجموعه سياستهاي بكار گرفته شده در آن زمان را تنها راه ايستادگي يك كشور انقلاب كرده و در حال جنگ مي يابم و بعدها وقتي شرايط بعضي از كشورهاي در حال جنگ را مطالعه كردم و روي سياستهاي آنها دقت كردم اين شبهه براي بنده ايجاد شد كه آيا در بعضي جا ها كوتاه نيامديم . شما سياستهاي چرچيل را در زمان جنگ مطالعه كنيد ، آنها حتي كارگاههاي دو نفره را از جهت ورود مواد اوليه و خروجي كالا و توزيع آن زير نظر داشتند . بهر حال بعد از جنگ نه آن گروه مومني كه اشاره كردم بلكه امثال افرادي كه اشاره شد كليشه اي از دولت دفاع مقدس ساختند و سپس با قلم هاي خود آنرا آماج حملات قرار دادند . بنده هم نيازي به پاسخ نمي ديدم چون ذائقه مردم و رزمندگان و قشرهاي مستضعف از نتيجه سياستهاي آن دوران پاسخ آنها را مي داد . اگر شما سئوال نمي كرديد بنده علاقه اي به باز كردن موضوع نداشتم.

بنظر شما ميزان تطابق روند هاي توسعه يي كشور با اهداف و چشم انداز 20 ساله تا چه اندازه است ؟
با روند موجود تحقق چشم انداز امكان پذير نيست . يادمان باشد بعضي از رقيبان ما سرعت زيادي در توسعه پيدا كرده اند و شكاف ما و آنها مي تواند تعادل هاي منطقه را بهم بزند و با توجه به ادعاي اسلاميت از سوي ما اين شكاف مي تواند بضرر هم اسلام و هم ايران باشد . بنده گمان ميكنم طراحان و تصويب كنندگان چشم انداز در سند چشم انداز نگران اين شكاف بوده اند.

  • عدالت از ديدگاه حضرت امام (ره) و نسبت آنرا با عملكرد دولت هاي دو دهه گذشته چگونه ارزيابي مي كنيد ؟

حضرت امام (ره) نقش انبيا را دو چيز مي داند ، دعوت به "خدا و معنويت"  و " اقامه عدل و قسط در جامعه" . شما به نوشته ها و گفته هاي ايشان رجوع كنيد بارها تذكر اين دو نكته را خواهيد يافت . ولي ما متاسفانه بيشتر اوقات از تقارن ضروري اين دو نكته با هم غفلت كرده ايم . ما يا عدالت را در مقابل توسعه قرار داده ايم و آنرا محكوم كرده ايم ويا كليشه اي بعنوان توزيع فقر ساخته ايم تا عدالت را مورد حمله قرار دهيم و يا آنرا در مقابل يك ارزش بنيادي ديگر مثل آزادي قرار داده ايم بدون آنكه توجه كنيم آزادي از دل عدالت بيرون مي آيد . و گاهي هم ديده ايم كه عده اي شعار عدالت را به ابزاري پوپوليستي براي جذب آراء و قلوب تبديل كرده اند. در اين مدت تقريبا تمام كليد واژه هاي مرتبط با عدالت از ادبيات سياسي و اقتصادي ما حذف شده است . بدتر آنكه ما منابع كمياب كشور را در خدمت اغراض سياسي و اهداف كوتاه مدت بكار گرفته ايم وبا ين ترتيب غول فساد را در كشور بيدار كرده ايم . بنده بعنوان دفاع از انقلاب و امام (ره) مي گويم هيچكدام از اين رويكردها ارتباطي با اهداف ايشان و نظر ياتشان در مورد عدالت ندارد.

+ نوشته شده در  هفتم بهمن 1387ساعت   توسط سوتک کویر  |